پول وسیله خیلی خیلی خوبیه. بسیاری از چیزایی که میخایم به وسیله پول حاصل میشه. یه سری جملات منتسب به چارلی چاپلین هست که میگه با پول میشه دارو خرید ولی شفا نه، میشه خونه خرید ولی آسایشگاه نه، میشه مقام خرید ولی احترام نه، میشه همبستر خرید ولی عشق نه و ... یعنی میشه وسیله خرید ولی هدف نه. ولی نکته اینجاست که برای رسیدن به هدف باید از وسیله استفاده کرد. اگر خونه نداشته باشید آسایشگاه هم ندارید، اگه دوا نداشته باشید شفایی هم در کار نخواهد بود. اگه کمر خالی نشه، عشق زن و مردی هم در کار نیست و...پول مهمترین وسیله برای رسیدن به اهدافه و البته میتونه تنها وسیله نباشه ولی بیشتر مواقع هست. ریاضیش میشه لازمه ولی ممکنه کافی نباشه. به همین جهت تقریبا همه آدمهایی که من تو زندگیم دیدم تلاش بسیاری میکنن تا پول به دست بیارن و وارد یه رقابت اجتماعی میشن برای اینکه سهم بیشتری از پول موجود در جامعه رو داشته باشن. این رقابت باعث شده پول بدست آوردن کار سختی بشه و پول سخت به دست بیاد. مخصوصا برای جامعه ایران که جامعه فقیریه و پول توش کمه. به همین جهت سختی بیش از حد پول بدست آوردن و این که آدم هی کار میکنه و خسته میشه ولی آخرش پول کمی براش میمونه، آدم رو نسبت به پول حریصتر میکنه. این حریصتر شدن یه کار عجیبی با آدم میکنه و اون اینه که پول رو از جایگاه وسیله به جایگاه هدف میرسونه. آدما پولی که سخت به دست آوردن رو راحت (برای رسیدن به اهدافشون) خرج نمیکنن. عمری میگذره و فقط جمع کرده. نه مسافرت رفته، نه اون چیزایی که دوست داشته رو خریده. فقط جمع کرده. و در انتها میمیره و به بچه هاش ارث میرسه. این بده. خیلی باید از لحاظ روانی تلاش کرد که به بیماری پول هدفی مبتلا نشیم.در انتها یه قصه هم بگم که بچه بودم، رو
برچسب: نویسنده: مینا صالحپور تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 14:20
برچسب: نویسنده: مینا صالحپور تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 14:20
دلم میخاد تو یه روز گرم و تابستونی وقتی که همه سر کارن و جاده ها خلوته خلوته و آسمون آبیه و فقط چند تا لکه ابر سفید توشه، با ماشین برم به سمت دریا. تو ساحل گرمش یه سایه بون بزنم، 5 متر مونده به دریا رو شن های داغ دراز بکشم و در حالی که نسیم بسیار ملایمی میاد و بچه روم شن میریزه تا به غیر کله دفن بشم، چشمامو ببندمو یک ساعت به صدای موج دریا گوش کنم.
برچسب: نویسنده: مینا صالحپور تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 14:20
وبلاگ طرف رو میخوندم داشت درس میخوند برای کنکور. یعنی 17-18-19 سالش باید باشه. بعد نوشته پارتنری که 4 سال باهاش بوده رو ول کرده و چه قدر رشد کرده، بزرگ شده و گذر کرده...
واقعا چه قدر عجیبه که انقدر تفاوت بین نسل من دهه شصتی با نسل اینا هست... نمیدونم واقعا این حالت اینا درسته؟ یا این که اون چیزایی که ما بهش معتقدیم درسته و چی شد که جهان اطراف ما انقدر سریع از ارزشهایی که ما(من) بهش معتقد بودیم تهی شده؟
برچسب: نویسنده: مینا صالحپور تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1402 ساعت: 21:40
برچسب: نویسنده: مینا صالحپور تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1402 ساعت: 21:40
احساس میکنم از امروز دوست دارم بیشتر از پول نقد استفاده کنم تا کارت بانکی. آدم پول بشماره پرت کنه تو صورت فروشنده(محترمانه بزاری رو میزش ولی یه کم پول رو رو میز هل بدی جلو) بیشتر احساس قدرت به آدم دست میده تا اینکه کارت بکشی بعد طرف بگه رمز؟ بعد صبر کنی کاغذش بیاد بیرون چک کنی ببینی بیشتر کشیده یا نه.(هیچوقت اشتباهی کمتر نمیکشن)
امروز میرم از عابر بانک تا جایی که پول بده، پول نقد میگیرم.
برچسب: نویسنده: مینا صالحپور تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1402 ساعت: 21:40